نمایشنامه جشن تولد ( 1957 )
اثر : هارولد پینتر
حضور آقایان گلد برگ و مک کان( Gold berg and McCann) در صحنه، که مشخص هم نیست از کجا آمده اند، و بازداشت استنلی( Stanley ) توسط ایشان، بیانگر ایده ای بسیار فراگیر درفرهنگ غربی است: اگر درست رفتار نکنید ، فردی از راه می رسد و شما را دستگیرخواهد نمود. این همان داستان لولو خور خوره ای است که برای ترساندن بچه ها و بشکل واقعیتی نمایشی همواره استفاده شده است. بنابراین اتهام استنلی هرگز مشخص نمی شود و تجربه هولناک وی در طول نمایشنامه استعاره از ترس بزرگی است که هر فردی ممکن است بخاطر تخطی درجامعه داشته باشد.
پینتر تمایلی به توضیح نمایشنامه هایش ندارد، اما در مورد نمایشنامه جشن تولد کاملا بی پرده و رک عمل کرده است. وی در نامه ای به پیتر وود ،کارگردان این نمایش، می نویسد: "ما با هم به توافق رسیدیم؛ سلسله مراتب اجتماعی ، نظام حاکم، قضات و هیولاهای مذهبی-اجتماعی بر قضاوت تاثیر گذاشته و عضوی از جامعه را که از مسئولیتش در قبال خود و دیگران تخطی کرده بازخواست میکنند". همچنین وی در مصاحبه ای با مل گاسو این نکته را فاش می کنند که: " نمایشنامه نشان می دهد که چگونه حرام زاده ها و فشارهای مذهبی زندگی من و تو را نابود می کنند". بنابراین بعد تمثیلی نمایشنامه مد نظر نیست بلکه این نمایشنامه همانند The Hothouse وThe Dumb Waiter تا حدودی یک استعاره است.
نقدی بر نمایشنامه سرایدار(۱۹۵۹)
اثر: هارولد پینتر
گفتن اینکه نمایشنامه سرایدار در مورد دو برادر و یک آدم خانه بدوش است نقطه شروع مناسبی است. تقابل بین این سه نفر به هنگام دیدن و خواندن نمایشنامه توجه ما را به خود جلب می کند. جدیت موجود در عملکرد و احساسات شخصیت ها، و غنای زبان نمایشنامه منجر به بسط تفسیرهای نظری درمورد زندگی بشکل عام و زندگی در دهه 1950 انگلستان بطور خاص میشود. پینتر همیشه تاکید کرده است که " من بهنگام نوشتن به مضمون فکر نمی کنم"، اما از سوی دیگر نیز آگاه است که " تئاترهمیشه عملی انتقادی بوده که با حسی عمیق به جامعه ای که در آن زندگی می کنیم نگریسته و تلاش می کند تا یافته های خود را از این جامعه نمایش داده و منعکس نماید". بعید است یک تماشاچی قرن هفدهم از تماشای نمایشنامه شاه لیر بدلیل آنکه در آن مضمون "طبیعت" بحث شده صرف نظر نماید، اما قرار نیست وجود چنین مضمونی را در نمایشنامه انکار کنیم. پینتر بر اساس غریزه می نویسد و ، همانگونه که می گوید، سر نخ هایی را که شخصیت هایش به او می دهند دنبال می کند. به عنوان مثال او در واقع بر این عقیده بود که نمایشنامه سریدار با خشونت، و احتمالا با مرگ، به پایان می رسد اما در نهایت کشف کرد وقتی نمایشنامه به پایان رسید چنین اتفاقی نیفتاد. اولین اصل مهم در نگارش یک نمایشنامه زندگی بخشیدن به شخصیت هاست، اما این مانعی برای درک عمیق تر رفتار انسانی و زندگی در زمان نیست، موضوعی که بحث را برای معلمین و منتقدین تحت عنوان "مضامین" آسان تر می سازد. درصحنه تئاتر،این نمایشنامه در مورد دو برادر و یک آدم خانه بدوش است؛ اما پس از بررسی می فهمیم که نمایشنامه حاوی ابعاد مختلفی است. محتوی و مضامین نمایشنامه با این سئوال که، نمایشنامه سریدار" چه نوع نمایشنامه ای است، آشکار می شود، و پاسخ این سئوال نیز آسان نیست.
پینتر در سال 1961 از جدائی تئاتر انگلستان از اشکال سنتی اش آگاه بود: " به نظر من در سه سال گذشته پیشرفت قابل توجهی در یک مسیر و سایرمسیرها ایجاد شده است. نمایشنامه سریدار قبل از سال 1957 تهیه نشده است و قطعا پیش از این سال نیز به نمایش در نیامده است. بنابراین دسته بندی کمدی، تراژدی و طنز[برای این نمایشنامه] بی ربط است، و حقیقت آن است که مدیران نیز در یافته اند که این نمایشنامه یک تغییرمثبت است" جزئیات واقع بینانه نمایشنامه سرایدار، از بعد تصویری و زبانی، به وضوح آن را در دسته مکتب طبیعت گرائی قرار می دهد. بنابراین ویژگیهای کمیک و تراژیک موجود در این نمایشنامه آنرا همزمان به سمت کمدی وتراژدی سوق داده است. در نمایشنامه اروپایی قرن بیستم، نمایشنامه هایی که با اقتباس از آنتوان چخوف این دو ویژگی را با یکدیگر تلفیق می کنند، یک خصوصیت ویژه محسوب شده اند. تراژدی کمدی در آثار شان اوکیسی ، جی. ام. سینگ و برخی آثار پیراندلو دیده می شود. نمایشنامه "waiting for Godot" بکت بعنوان یک "تراژدی کمدی دو پرده ای " شناخته می شود.مترادف بودن نمایشنامه بکت از یک سو با " تئاتر پوچی " و از سوی دیگروجود ویژگی های مکتب "اصالت وجود" در شخصیت ها و حضور آنها در جهانی بدون خدا مشهود است. نمایشنامه پینتر حاوی تمام این ویژگی هاست.